برای اولین بار
1- امسال، برای اولین بار، سال تحویل توی خیابان بودیم؛به اتفاق خانواده. برای اولین بار فهمیدم هنوز هم انگار هنگام سال تحویل ، توپ در می کنند، آنهم از نوع فشفشه ایش!!
2-امسال برای اولین بار در کل عمر نه چندان ناچیزم، مادربزرگ به ما عیدی نداد. ما که آنرا گذاشتیم به حساب فراموشکاری، هر چند فکر می کنم "خرس گنده" شدنم هم در این امر بی تأثیر نبوده!
3-عید امسال، مثل هر سال، به بازدید های تکراری از اقوام تکراری گذشت. اقوامی که بعضاً یک سال می شود یکدیگر را ندیده اند و حالا در عرض چند روز مختصر، بارها و بارها یکدیگر را زیارت می کنند. این هم یکی دیگر از آن رسوم عهد عتیق ما ملت "فرهنگ دوست" است که گویی تحریف شده تنها به همین آجیل و شیرینی خوردن و ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۵ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 11:42 توسط محمود
|
سلام