صندلی خالی ات

اوراق پراکنده

میز شلوغ

تنهایی بی انتها

و ذوقی که نیامده رفت

و حالا

دوباره من هستم و روزهایی که بیهوده کش می آیند

و پیراهنی از جنس زمخت تنهایی

که روز به روز بزرگتر می شود

و عقربک های ساعت

که دیگر نای رفتن ندارند

مثل من

مثل تو...