بر باد رفته


باد را در دستانم می گیرم

و به باوری می اندیشم

که باد شد و بر باد رفت

به همین سادگی.

خاکستر نعشت

در هوا موج می زند

و بوی سوختگی

و هیزمهایی که هنوز بیرحمانه

طعم تنت را دارند

تو را بر باد داده اند

و من حالا

باد را در دستانم می گیرم