امشب آمد باران
و هوا
چه عجب بوی طراوت دارد
اولین باران است،
در تب ِ تابستان.
چتر برداشت دلم
برود آهسته
زیر این شُر شُر ِ باران قدمی بردارد
آرزو کردم کاش
چتر ِ دل پاره شود
تا ببارد باران
بر سر و روی دلم!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۸ ساعت 17:29 توسط محمود
|
سلام