برای گوساله ای که عاشقی زد به کله اش و رفت... که رفت!
قول های شیشه ای
گفته بودی می آیی
نیامدی
مثل همیشه
چاره چیست؟
قول های شیشه ای
تا ابد شکستنی است
و من باز خندیدم
به ساده دلی ام
و به دست های خالی ام
که در انتظار
خشکید و درختی شد در باغچه
با سایه ای
شاید
برای وقت ِ آمدنت
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 21:40 توسط محمود
|
سلام