برای گوساله ای که عاشقی زد به کله اش و رفت... که رفت!

قول های شیشه ای


گفته بودی می آیی

نیامدی

مثل همیشه

چاره چیست؟

قول های شیشه ای

تا ابد شکستنی است

و من باز خندیدم

 به ساده دلی ام

و به دست های خالی ام

که در انتظار

خشکید و درختی شد در باغچه

با سایه ای

شاید

برای وقت ِ آمدنت