تماماً مخصوص

- اين روزها احساس مي كنم دم به دم دارم از خودم بيشتر و بيشتر فاصله مي گيرم.

ديدن خودم از فاصله اي دور...

و نمي دانم چرا روزها اينقدر كوتاه شده اند. شب كه مي شود، با كوله باري از كارهاي نكرده به اميد فردايي كه انجام شود اين كارها سر بر بالين مي گذارم و باز...

- بالاخره توانستم " تماماً مخصوص" عباس معروفي را به دست بياورم. و حالا اين روزها، در خلال آشفتگي هاي روزمره و در ميان سيل كارهاي بي اماني كه گويي هيچ گاه تمامي ندارند، پس از مدتها دوباره كتابي به دست گرفته ام تماماً مخصوص از نويسنده اي تماماً مخصوص.

- عليرغم تمام اين دلمشغولي ها و استرس هاي كاري و درسي و مادي و غيرمادي كه اين روزها آوار شده اند بر سرت، وقتي احساس مي كني كسي هست كه به نك و نال هاي دلت گوش بسپارد و نواي آهنگين صدايش مرهمي باشد بر دل بي قرارت، آن وقت زندگي روي زيبا و دلنشينش را نشان مي دهد... و بعد احساس مي كني ارزشش را دارد اين زندگي كوفتي!